بنام آنکه هستی شیدای اوستماشینمو توی ترافیک و توی محدوده ی طرح ترافیک و هنگامه ی برگشتن از سر کارمون به همراه همسرم توقیف کردند! مثل دزدها پریدند جلوی ماشینم و گواهینامه خواستند و هر کاری کردند که خانمم بره عقب بنشینه نرفت مامور خودش مجبور شد عقب بنشینه و دزدیدنمون و ماشینو توقیف کردند !!! به جرم بد حجابی!!! نه اخطار برامون اومده بود و نه چیزی و مطابق قانونی که خودشون وضع کردند و فقطم خودشون قبولش دارند تخلف کردند و مطابق قانون خودشون مجرمند و ضایع کننده ی حقوق مردمند و از خدا خواسته ام که شرایطشو برام فراهم کنه تا بتونم خسارتی که بهم وارد کردند رو ازشون پس بگیرم تا قلبم آروم بشه . چه بخواهند و چه نخواهند در اولین فرصت که خدا برام فراهم کنه خسارتمو ازشون پس می گیرم...این روزا چونماشینم توقیفه با مترو از سر کار بر می گردیم. گاهی همسرم ازم میخواد که قسمت خانما که میره منم باهاش برم چند باری با هم قسمت خانما رفتیم اما چند روزیه دیگه همراهش قسمت خانما نمیرم و بهش گفتم نگاه های زیر زیرکی خانما آزارم میده تو برو قسمت بانوان منم میرم قسمت آقایون... حدود دوازده سیزده ایستگاه رو باید با مترو طی کنیم . امروز کمرم خسته بود چون از صبح سر کارم بودم و علیرغم اینکه هفت تا دیسک کمر دارم ، فعالیت جسمی زیادی دارم و مجبورم وسایل سنگین جا به جا کنم... خودمون صاحب کاریم...به همین دلیل توی مترو کمرم خیلی خسته بود. همون بدو ورود دعا کردم و از خدا خواستم جایی برام باز کنه تا بتونم بنشینم. اولین ایستگاه که رد کردیم دو تا صندلی کنار من که ایستاده بودم روبروی هم (دو به دو)بودند که روی یکیشون یه دختر بود و کناریش یک نفر چادری کر و کثیف و اینوریشم یه خانمی بود و یکی دیگه. دختره کناریه
برچسب:
نویسنده: آرین سامانی
تاريخ: جمعه
4 خرداد
1403 ساعت: 13:46